شنبه، مهر ۲۷، ۱۳۸۱

آه
آيدا
ای دختر رؤياها.......آيدا
چرا
تو را
نشناخته بودم.......تا حالا.... آيدا
آه ای آيدا
تو بد جوری خوبی آيدا

چشمم کور..... آی دی ها را اول نگاه کنم آی دا....اينم حق السکوت..

آه آيدا

آيدا

تو رو خدا............. آيدا
راستی،
تو چه خوشگلی!............
من می دونم..... که تو خيلی ماهی...........آيدا


وای ... راستی چه اسم قشنگی! : «آيدا»! .......

به به...
چه چه....

دندم نرم....آی دی ها را خوب نگاه کنم....آی دا..

راستی.. امروز آی دی کالر تبليغ می کردند....ياد آی دی تو افتادم ... يک فص گريه کردم... «چرا نگاه نکردم؟»... آيدا
ام.... صبر کن آيدا... بگذار ببينم ديگر چی اولش آی دارد.....هوووووم...آهان !
آی باقالی دارم
باقالی دارم
باقالی تازه
خدا وسيله سازه
آيدا

ديگه..ديگه...
آی سی دی .. نوار جديد.. شايد هم آی سی دا ....

آه اما
هيچ کدام اين آی ها به پای آی اسم تو نمی رسد آيدا... به خدا راست می گويم.. به خدا جدی می گويم...

آيدا
نرو
آيدا
صبر کن
بيا برويم شام بيرون.... کنسرت.. تئاتر... سينما .. هر جا تو بگی.. هر چی تو بگی آيدا..

نه!

محال است بگذارم تو حساب کنی... آيدا
مگر من مرده ام که تو حساب کنی آيدا؟
اصلاً بگذار بالانس بزنم آيدا.. فقط به خاطر تو... از بس که خوبی ... آيدا
صدتا هم هولاهوپ.. خوب است؟
بگذار برايت شيرين کاری کنم آيدا...........
چشمم کور..
دندم نرم..
آی دی ها را نگاه کنم......آيدا.




بايگانی وبلاگ