جمعه، تیر ۲۱، ۱۳۸۱

سلام عرض شد قربان ! اهل و ايال که خوبند انشالله ؟ چيزه می گما .. حيف که اخلاق ندارين والا می شستيم با هم يه قهوه می خورديم گپ می زديم و حسابی غيبت اين اورانوس پر افاده رو می کرديم. می گما ، حالا شما چرا انقد با خودت درگيری ؟ ببين مسئله اي نيست که ، من يه دکتر خوب ... هه هه چرا عصبانی می شی بابا جان واسه اون جوش گنده ات می خواستم بگم يه دکتر خوب سراغ دارم. ببين خودم همهء جوشام خوب شده . نيگا کن : ( o ) => ( x )

سلام گاليله جان خوبی ؟ منم خوبم قربانت. چيزه .. خوب باشه برو کنار دارم با آقا صحبت می کنم.




آخي اروپا جون سلام !
خوب ديگه من مزاحم نميشم ژوپی خان. برم با اين قمر يخيتون يه کم اختلاط کنم. مرحمت عالی زياد !

...چطوری ؟ چرا انقد از اون سال که ديدمت ( ۱ ) شکسته شدی ؟ بميرم الهی می دونم اين ژوپيتر اخلاق نداره. تو ام که همه چيز و می ريزی تو خودت . همهء احساست رو زير اون لايهء يخت مخفی کردی. بابا يهو سکته می کنيا !
سر همين توداری تو چند وقت پيش ما فکر می کرديم لابد يه چيز باارزش زير اون يخها قايم کردی. چه می دونم ، باکتری ای چيزی ... واسه همين حاضر نيستی مثل اونای ديگه آپارتی بازی در بياری. چی بگم ! ما هنوز سر از کار تو درنياورديم. فکر نکنم اين گاليلهء فضول هم سر از کار تو در بياره.
خوب ديگه من برم. نن جون زمينم گفته زود برگردم. يه عکس از خودت يادگاری می دی بهم ؟



مرسی ! اين عکسو هميشه يادگاری نگه می دارم. بازم بياين بالای پنجرمون. آشپزخونهء خودتونه ! ( ۲ )
آخی ! چقدر به هم ميان نه ؟


.


۱ و ۲ - خواب ديدم مشتری و چهار قمرش بالای پنجرهء آشپزخونه مون هستند. اروپا ، همين ماه يخ زدهء مشتری ، از پنجره اومد توی اتاق. اما تا خواستم بگيرمش مقوا شد. ( البته يادم هست که يکبار ديگه هم اين رو نوشته بودم ، اما گفتم شايد بعضی از شما اون مطلب رو نخونده باشيد. )


بايگانی وبلاگ