سه‌شنبه، تیر ۱۱، ۱۳۸۱

از بچه معروف ( مطرح سابق ) :

پس اي برادر، بر من ببخشاي اگر که از اسب به زيرت مي کشم،
لگدمالت مي کنم و جامه ات را کلکون.
زانوانم توان گامي ديگر ندارند.
اي هم سفر، بر من ببخشاي اگر که به گاه خواب نيزه ام را در قلبت فرو مي کنم
آبمان کفاف سفر نمي دهد.

متن کامل شعر اينجاست.

بايگانی وبلاگ