اتاق تاريکه. نوری که از در می تابه زوزنقهء سبز روشنی کف اتاق درست کرده که بعد مستطيل شده و خودش رو تا وسط های ديوار روبرو بالا کشيده. اتاق به نظرم خيلی بزرگتر شده. ديوارهاش هم بلندتر شده انگار. از درِ شيشه ای بالکن نگاهی می ندازم به درخت عرعر توی حياط که حسابی مهتابی شده.
دراز می کشم روی تخت قديمی....... همون تخت آشنای سالهای بچگی. اما چرا انقدر بزرگ شده ؟ چوبهای دورش چرا انقدر بلند شده ؟ بيشتر شبيه قلعه ست. ازش می ترسم اما به روی خودم نمی يارم. احساس می کنم از من قوی تره..... بدجنس شده.. فکر کنم می خواد بگيرتم که ديگه نتونم بلند شم.
بابا مياد و سرش رو می ذاره روی پاهای من ...
بايد چی کار می کردم ؟ بايد چکار کنم ؟
خونه رو بگير بابا. پس ِش بگير
چرا تو نمی گيريش
من که نمی تونم ...... فقط تو می تونی ..
خندهء ممتد بی صدا ......... می فهمم. يعنی نه.
از خوابيدن پشيمون می شم. می رم طرف يخچال و درش رو باز می کنم. شيشهء آب رو افقی گذاشتن تو يکی از طبقات اما آب ازش نريخته . پُره. روی شيشه بخار گرفته و آبش حسابی خنکه. سر می کشم.... ..... خنکی آروم از گلوم می ره پايين. بابا اومده توی آشپزخونه. داره به شيشهء آب توی دستم نگاه می کنه. شيشه رو می دم بهش. اونم آب می خوره ....... به من نگاه می کنه. نگاهش می خنده. چقدر چشمهاش سياهن .. چطور تاحالا دقت نکرده بودم؟ چقدر درشتن ....... چرا خنده هاش صدا ندارن ؟
بايگانی وبلاگ
-
▼
2002
(457)
-
▼
ژوئیهٔ
(53)
- راستی ، فهميدين خانم و آقای خاک به من چه هديه ای د...
- می دونم که هستی و می دونم که کار داری برای همين نم...
- اتاق تاريکه. نوری که از در می تابه زوزنقهء سبز روش...
- Dear PaGonde ; edit a name for it please. Thanx
- ببين ، عين طراحی سريع می مونه. زياد اگه خطها رو پ...
- اين قضيهء خانهء عفاف نمی دونم چرا من رو ياد محلل م...
- پيشانی ام که مماس می شود با آب فکر می کنم اگر صخر...
- من به شدت آزرده ام ، به تو عميقاً توهين شده ... و...
- ! SoS ! لطفاً اگر از علل پريدن انگشت کوچک پای چپ...
- يه بار به دام بحثی افتادم با خانمی که خودش رو معتق...
- اسم من به هيروگليف چقدر دست داره ! ايناه...
- هر وقت خستگی و بی خوابيم از يه حدی می گذره فکرای ع...
- زندگی کوتاه است نامه ای به قديس آگوستين ...
- بر منکرش لعنت !
- در مورد تابلوی جديد: برای کسانی که صفحهء نقاشی ها...
- هاها ! جدی می گی ؟ موافقم ! يه فکريم واسه ما بکن ...
- ديشب آکاردئون زنی رو ديدم، که از خستگی تلو تلو می ...
- چند وقت پيش که رفته بودم چشم پزشکی ، توی اتاق انتظ...
- بنابرين هم کونتان سوخته و بايد غسل کنيد، هم اينکه...
- - اون وقتا انقد بچه بازی می کرديم ! - هان ؟!؟ -...
- می خوام تمرين کنم : نفی پليدی بدون صرف انرژی و بار...
- آخرين قسمت گردش ما در آسمان وقتی می خواستم برگرد...
- "Suddenly a veil was torn away...My destiny as a p...
- اينم يه لينک اختصاصی به رقصندگان باله
- من عاشق اين کار دگا هستم : کلاْ اون دسته از کار...
- من موقع تايپ کردن بيشتر از نوشتن روی کاغذ اشتباه م...
- اخبار ديشب : امروز نماز جمعهء اصفهان با حضور گسترد...
- سلام عرض شد قربان ! اهل و ايال که خوبند انشالله ؟...
- ۱ - جداْ ديگه شورشو در آوردم و با اينکه خودم می دو...
- ماه که هم ايکبيريه هم صابونش به تنم خورده* واسه هم...
- - ننه جون زمين، ميشه امروز و دل از ما بکَني بريم ...
- مرا بنواز ... مرا بساز ... آيـــــــــــــــــــــ...
- آقا لامپه اين روزا که XP ندارم همش دعا به جونت مي ...
- همين الان Shoot the dog جرج مايکل رو ديدم. آب دست...
- يک آهوي دو گوش٫ تقديم به سه گوش.
- يک ربع مانده به ده. دو ساعت و ربع مانده از هيجدهم ...
- بياي پائين می خورمت !
- naghashi ba aab rang o doost darid ?
- man ta chand rooz nemitoonam farsi benevisam. sha...
- Hapali Hapo : همه چيز زياد است... همه چيز خوب اس...
- There is a woman in Somalia Scraping for pearls on...
- ديگه بهش اعتقادی ندارم.
- کيهان - چهارشنبه 14 تير - کامران نجف زاده كمك نخوا...
- مهار می کنم انگشتم را - که قيزمال می رود برای چال ...
- جو غيرقابل تحملی بر فضای جامعهء هنری امروز حاکمه. ...
- مری باب کردی هِه قسم !
- بیعنوان
- خراشهای عميقی رو زير پوستم حس می کنم. چندين لايه ز...
- . توی مدرسه هميشه بی دقت بودم، و نمرهء رياضی و ديک...
- آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآی مردم ! دوستتان دارم.
- در نظرخواهی هودر آمده است : من سالها پيش يه داستا...
- از بچه معروف ( مطرح سابق ) : پس اي برادر، بر من ...
- امروز خوشمزه ترين فالودهء زندگيم رو خوردم. بعد از...
-
▼
ژوئیهٔ
(53)