سه‌شنبه، آبان ۲۶، ۱۳۸۳

در حياط ما نه قفل داره نه درست بسته می شه. گاهی نصفه شبا دزد مياد اما فقط رخت های روی بند رو می بره. الان که من می خوام بخوابم، صدای پا مياد از پشت پنجره ام. يکی داره رو برگ های خشک تو حياط راه می ره.. و با اينکه کسی رخت رو بند نگذاشته باز هم اون داره تو حياط راه می ره.. و من شديدا از اينکه در ها رو فقل نکرده ام پشيمونم.


بايگانی وبلاگ