شنبه، آبان ۳۰، ۱۳۸۳


مثل همهء روزهای ديگهء کلاس هنر، نشسته ای پشت ميزت و داری کار می کنی. همينطور که داری کارت رو انجام می دی يا با بغل دستی ات حرف می زنی، يک چيز يا آدم عجيب رو گوشهء ميدان ديد خودت می بينی. می شنوی که يه نفر از تو کلاس می پرسه: هی! چی شده؟ اين چيه ديگه؟
به بالا نگاه می کنی و دختری رو می بينی که با ماسک گوريل و مقداری موز و کاغذ در دست، داخل کلاس شده. دختر گوريل-سر به هر کس يک موز می ده و اعلام می کنه که گوريلا گرلز رسماً از کلاس شکايت دارند. او ادامه می ده و می گه معلم هنر شما به دليل اينکه داره "هنر مرد سفيد اروپايی مُرده" رو آموزش می ده گناه کار تشخيص داده شده.
گوريلا گرل يک سری کاغذ به معلم می ده، و از کلاس می ره بيرون. همه گيج شده ان و نمی دونن دقيقاً چه اتفاقی افتاده. خيلی ها هم فکر می کنند در کل چيز عجيب و مضحک بوده. به موزی که توی دستته نگاه می کنی، و متوجه می شی که روی اون پيامی نوشته شده که می گه: "آيا زنان برای ورود به موزه ها بايد لخت شوند؟"

موز بغل دستی ات رو از دستش می قاپی و می بينی پيام متفاوتی داره: " قضيه چيه؟"*

همه از اتفاقی که افتاده شوکه شده ان و تو احساس می کنی که وسط يک رؤيای عجيب هستی...
بقيه اش بعدن. باشد؟ نباشد؟ باشد.


*برای "Whats the deal" رو به فارسی ترجمه کردن گيج شدم. شما چيز بهتری به جای اينکه من نوشتم سراغ داريد؟ لطفاً بگيد.

بايگانی وبلاگ