جمعه، آذر ۰۶، ۱۳۸۳

پيوند مقدس

شايد از رسم عجيب ازدواج در هند خبر داشته باشيد، اينجا خانوادهء عروس موظف هست پول کلانی به داماد به عنوان جهيزيه بده، که خيلی از خانواده ها به خاطر فقر از عهده تهيه اش بر نمی آن. اما برای اينکه ازدواج دخترشون سر بگيره قول می دن که بعد از ازدواج به تدريج پول رو فراهم کنند و پرداخت کنند. بعد از مدتی شوهر که می بينه از پول خبری نيست زن رو-معمولاً با سوزاندن- می کشه تا با زنی که می تونه از عهدهء جهيزيه بر بياد ازدواج کنه.
اين رسم حتی در قشر تحصيل کرده هم ديده می شه. داستان يک زوج جوان رو شنيده ام که هر دو پزشک هستند و حتی در يک بيمارستان کار می کنند، با اين وجود مرد از خانوادهء همسرش جهيزيهء کلانی طلب کرده و حاضر به گذشت نيست. چون خانوادهء دختر قادر به پرداخت پول نيستند همسرش رو روحی و جسمی آزار می ده و اجازه نمی ده کارش رو در بيارستان ادامه بده. خوشبختانه اين خانم در پی پايان دادن به اين وضع از شوهرش شکايت کرده و قصد داره از او جدا بشه. اما اين قصه در خانواده های سنتی - که تعدادشون به مراتب بيشتره- اينطور به پايان نمی رسه. در اعتقادات مردم هند، خدايان با بر قرار شدن پيوند زناشويی پيوند "مقدس"ی رو بين زن و مرد به وجود می آرن که به هيچ وجه نبايد شکسته بشه. اين تقدس اغلب باعث شده طلاق چيز زشت و بدی تلقی بشه. اما عجيب اينجاست که تقدس ازدواج و زشتی طلاق تنها دامن زن رو می گيره. به زنی که طلاق گرفته مثل کسی که گناه بزرگی رو مرتکب شده نگاه می شه در نتيجه اونها هر محنت و عذابی رو تحمل می کنند و تن به جدايی نمی دهند.
زنی که تن به تحقير و تحمل نداده انگار کاری بر خلاف طبيعت خودش مرتکب شده باشه انگشت نما می شه.

زنان خدمتکار زيادی رو می شناسم که بچه های محصل و شوهرهای الکلی و بيکاری دارند که با کتک و زور هر چه با رنج و سختی در آورده اند خرج الواتی های خود می کنند، و زنها که چاره ای جز درآوردن خرج خانواده و تحصيل بچه ها ندارن هر روز بيشتر و سخت تر کار می کنن.
اما همين زنان انقدر بچه دار می شوند تا پسردار شوند و پسر رو انقدر عزيزتر از دختران بار می آرند که انگار تنها فرزند هست و هيچ تعجب نمی کنی اگر در آينده مثل پدر خود رو از زندگی اينطور طلبکار به حساب بيارن.
به طور کلی در خانواده های هندو وقتی فرزند پسری به دنيا مياد جشن و شادی هم به دنبال خود مياره و فرزند دختر غم و ناراحتی. شايد يک علت همون ترس از جهيزيهء کلانی باشه که در آينده خانواده بايد متحمل بشه. خانواده های فقير با وجود اينکه نمی تونن از عهدهء خرج چند بچه بر بيان آنقدر بچه دار می شن تا آخر صاحب پسری بشن. پسر علاوه بر اينکه پرداخت جهيزيه رو به اونها تحميل نمی کنه برای کار قدرت بيشتری داره و زودتر می تونه کمک خرج خانواده باشه.
اما عجيب اينجاست که حتی در خانواده های متوسط که همهء فرزندان تحصيل می کنند و دختر و پسر به يک اندازه توانايی کار کردن دارند باز هم کم و بيش اين ارجحيت فرزند پسر ديده می شه.

از طرف ديگه از ترس آبروريزی های ناموسی خانواده ها دخترها رو به شدت کنترل می کنند. پدران تحصيل کرده -و نکرده- دخترانشون رو به يک اندازه تحت کنترل خود دارند. در حدی که دختر در بعضی موارد حتی حق ديدن فيلم های غربی که از تلويزيون پخش می شن رو نداره. فقط و فقط فيلم های هندی که در نود و نه درصد اونها زن موجودی بی اراده و ذليل هست که آشکارا توانايی ادارهء خودش رو نداره، به اندازهء مردی که با او دور درخت می گرده و آواز می خونه نمی فهمه و اگر او نباشه کوچکترين قدرت دفاع از خودش رو نداره و هر اتفاق بدی که می افته تنها کاری که از او بر مياد گريه کردنه.

در کنار دخترانی که با باور به پيوند مقدس زندگی می کنن و دعا می کنند شوهر آينده شون اونها رو کتک نزنه و زنانی که کاری جز رنج بردن و تحقير شدن ياد نگرفته اند جرقه های آگاهی هم کم وبيش ديده می شه. زنان ستم ديده و يا طرد شده هر روز بيشتر به مراکز و خانه های امن پناهنده می شن و کمتر تن به سازش و تحمل می دهند. با اين حال هندوستان هنوز در چمبرهء باورهای سنتی و زن ستيز دست و پا می زنه و حتی نمی شه گفت جامعه ای هست در حال گذار. اما شايد بتوانيم اون رو جامعه ای در آغاز دورهء گذار به حساب بياريم.

بايگانی وبلاگ