ديشب تا خود صبح خواب می ديدم بابام... به سفر ابدی رفته و من اينجا بودم و نديدمش و داشتم به اين ايميل هايی که به هم می زنيم فکر می کردم و افسوس می خوردم که چرا بهش ابراز محبت نکردم و حالا ديگه فرصتش رو ندارم.
چه زجری کشيدم.. تا خود صبح اين خواب ادامه داشت.. حتی يه بار از خواب پريدم و دوباره که خوابم برد دوباره اين احساس ادامه داشت... بميرن اين کابوس های من. کاش کور-خوابی می گرفتم!
يه چيزی می خوام بگم واسه دانشجوهايی که يهو می رن يه شهر ديگه و خلاصه دور می شن از مامان جونشونو دست پختش و هر روز هر روز نيمرو می بندن به خودشون. يه غذای ساده اختراع کردم که اگه زياد سختگير نباشين چيز خوبيه.
با جوانه های مختلف می شه درستش کرد. اول پياز رو سرخ کنين، بعد جوانه ها رو -که قبلاً حتماً شستين ديگه!- بريزين توش و يه تفت بدين، اگه خواستين بيشتر بپزه يه کم آب بريزين (خيلی کم) و بذارين ده دقيقه بپزه.
برنج رو به حالت کته درست کنين، يه مقدار هم شويد بريزين و بذارين آبش که کار رفت جوانه ها رو اضافه کنين.
راستی يادتون نره به جوانه ها کمی فلفل و نمک و زردچوبه هم بزنين.
انقدم نيمرو نخورين.
آهان يه غذای ديگه هم کدو تنبل و عدسه که من خيلی دوست دارم و امشبم شامم همين بود. کدو تنبل رو تيکه می کنين و پوست می گيرين و تفت می دين. بعد روش آب می ريزين و عدس ها رو -که حتماً قبلش عقلتون رسيده پاک کنين و بشورين- بهش اضافه می کنين، نمک و فلفل و زردچوبه می زنين (من فقط نمک می زنم به اين) و می ذارين بپزه... آخ برم يه کاسه ديگه بکشم...
بايگانی وبلاگ
-
▼
2004
(181)
-
▼
دسامبر
(27)
- خليج فارس بدون پرانتز اينو تو سردبير خودش ديدم. گف...
- يه چيز بگم بخندين اما زياد نخندين. چند روز بود هوس...
- کمتر از يک چهارم مردم نواحی ساحلی زنده مانده اند ...
- به نام آزادی رو لوگو کيليک کنين.
- - تک نويسي در مورد افراد سياسي آنهم با گرايش جنسي ...
- تلاش بیفرجام رژيم ولايت فقيه، برای گرمکردن تنور ...
- نه. نمی تونم. نمی تونم بهش بگم دوستش دارم چون يه چ...
- دلم فقط به يک چيز خوشه. يکی از دوستام که مرتب بعد ...
- اطلاعيهء شماره يک کمپين نجات ندا تنها يک هفته فرص...
- يک لحظه، وقتی درک می کنم که حالت تعادل و شناوری پو...
- لطفاً به حکم اعدام خاجيه اعتراض کنين. چند سال پي...
- همَه با هم در نظرسنجی من شرکت کنين: ا-به نظر شما...
- چند روز پيش می خواستم اينو بنويسم اما دست و دلم نر...
- نه نظر خواهی داره نه ايميلش رو گذاشته تو وبلاگش! ه...
- آرزو می کنم اين آرامش نوپا نميرد... الان رفته بود...
- هر وقت می رفتم خونه اش معذب بودم. بايد مواظب می بو...
- عجيبه واقعاً... اينهمه بدمون بياد از روشی که با او...
- يه انگل هست بی خوابی مياره. نکنه من دارم؟ ديشب مث...
- در مورد پردهء بکارت اينجا رفتم و نظر دادم بعد به پ...
- آدم نمی دونه بعضی وقتا در مورد بعضی چيزا چی بنويسه...
- از وقتی وحشتناک ترين انگل دنيا رو شناختم ديگه جرأت...
- چقدر خوشبخت ترم حالا که می توانم راه برم بی اونکه...
- خيلی خابالوام اين روزا... تقريباً از شروع زمستون ا...
- ديشب تا خود صبح خواب می ديدم بابام... به سفر ابدی ...
- سلام خوبم. دوست دارم اين شراب و پکی سيگار رو با ش...
- تا حالا انقدر تنها انقدر خسته از تنهايی از نشنيدن...
- آآآآآآآآآآآآآآآآآه.... مثل آسودگی موقتی ميان دو خب...
-
▼
دسامبر
(27)