در مورد پردهء بکارت اينجا رفتم و نظر دادم بعد به پيشنهاد آقای دانش رفتم اينجا و يه مقاله نوشتم. امروز ديدم علاوه بر اينکه نصفيش رو حذف کردن بالاش نوشتن به احتمال زياد اين نوشته بی طرفانه نيست! منم برش داشتم. باسن لقتان. می ذارم همينجا بخونيدش. اما يه سوال؛ بی طرفانه فکر کردن يعنی چه؟ مگه کلهء آدم يا دستگاه تناسلی اش دادگاه است که آدم بی طرف يا با طرف در آن راجع به موضوعی مثل پردهء بکارت فکر کند؟ شمايی که جمله هايی از مقاله رو که مربوط به افکار مذهبی در مورد خلقت می شه حذف کرديد بی طرف نيستيد يا من؟
و اما چيزی که نوشته بودم:
آيا شما هم عقيده داريد که پردهء بکارت "آفريده" شده تا ضامن "وفاداری" همسر آيندهء شما باشد؟
يا جای "عدالت" در در اين مورد خالی مانده و ارادهء خلقت به نفع مردان رقم خورده است؟
هيچ فکر کرده ايد حقيقتاً اين عضو که هيچ کار خاصی در بدن انسان انجام نمی دهد -جز اينکه در بعضی جوامع سرنوشت بعضی دارنده ها و ندارندگانش را رقم می زند- به چه علت وجود دارد؟
چيزی که می خواهم اينجا در مورد اين پرده عنوان کنم، از نظر علمی ثابت نشده و حدسيات خودم می باشد، اما چيزی که بديهی است اين است که در زمانی زندگی نمی کنيم که اينگونه پرسش ها با پاسخ هايی نظير آنچه در بالا به آن اشاره کردم برای همگان قابل حل باشد.
يک لحظه به انگشت های دستتان نگاه کنيد. چرا آخری انقدر کوچک است؟ يک روز هنگام استفاده کردن از دستتان در کارهای روزمره به طرز استفاده از انگشتانتان دقت کنيد، چقدر از انگشت کوچک استفاده می کنيد؟
خيلی کمتر از انگشتان ديگر. شما برای بقا نيازی به انگشت کوچک نداريد. برای همين دارد تحليل می رود.
حتما با عضوی که گاهی ناگهان "عود" می کند، آپانديس آشنايی داريد. آن هم بيشتر از روی داستانهای عود کردنش و عمل جراحی سريع و خارج کردنش از بدن. آپانديس در بدن شما چکار می کند؟
تقريباً هيچ.
آن هم عضوی در حال تحليل رفتن است.
حدس من در مورد پردهء بکارت هم همين است؛ عضوی در حال تحليل رفتن که مثلاً شايد پنجاه هزار سال ديگر اصلاً کسی خبر از وجود داشتنش در زمانهای گذشته نداشته باشد.
حال اين پرسش پيش می آيد که اين "عضو در حال تحليل" قبلاً چه کاری انجام می داده است؟
در مورد جفت گيری حيواناتی مثل سگ و الاغ ممکن است شنيده باشيد که گاهی مهبل حيوان ماده اصطلاحاً "قفل" می کند. فکر می کنم در واقع مهبل اين جانداران قابليتی دارد که از رابطهء جنسی ناخواسته جلوگيری می کند و تا جائيکه شنيده ام در مورد سگ -و شايد خيلی حيوانات ديگر- به دريافت اسپرم کمک می کند.
به گمان من عضوی که امروز پردهء بکارت از آن باقی مانده همين است که در بدن حيواناتی مانند سگ چنين وظيفه ای دارد.
می دانيم سير تکاملی به سود تکثّر و بقا جهت می گيرد و حذف چنين عضوی شانس زاد و ولد را بالا می برد - زيرا جاندار ماده توانايی جلوگيری از رابطهء جنسی ناخواسته را ندارد- و می بينيم که در موجودات تکامل يافته تری مثل ميمون و انسان اين عضو رو به نابودی می رود.
پ.ن: اين ها حدسيات من هستند و ممکنه درست و به اندازهء کافی علمی نباشن.
بايگانی وبلاگ
-
▼
2004
(181)
-
▼
دسامبر
(27)
- خليج فارس بدون پرانتز اينو تو سردبير خودش ديدم. گف...
- يه چيز بگم بخندين اما زياد نخندين. چند روز بود هوس...
- کمتر از يک چهارم مردم نواحی ساحلی زنده مانده اند ...
- به نام آزادی رو لوگو کيليک کنين.
- - تک نويسي در مورد افراد سياسي آنهم با گرايش جنسي ...
- تلاش بیفرجام رژيم ولايت فقيه، برای گرمکردن تنور ...
- نه. نمی تونم. نمی تونم بهش بگم دوستش دارم چون يه چ...
- دلم فقط به يک چيز خوشه. يکی از دوستام که مرتب بعد ...
- اطلاعيهء شماره يک کمپين نجات ندا تنها يک هفته فرص...
- يک لحظه، وقتی درک می کنم که حالت تعادل و شناوری پو...
- لطفاً به حکم اعدام خاجيه اعتراض کنين. چند سال پي...
- همَه با هم در نظرسنجی من شرکت کنين: ا-به نظر شما...
- چند روز پيش می خواستم اينو بنويسم اما دست و دلم نر...
- نه نظر خواهی داره نه ايميلش رو گذاشته تو وبلاگش! ه...
- آرزو می کنم اين آرامش نوپا نميرد... الان رفته بود...
- هر وقت می رفتم خونه اش معذب بودم. بايد مواظب می بو...
- عجيبه واقعاً... اينهمه بدمون بياد از روشی که با او...
- يه انگل هست بی خوابی مياره. نکنه من دارم؟ ديشب مث...
- در مورد پردهء بکارت اينجا رفتم و نظر دادم بعد به پ...
- آدم نمی دونه بعضی وقتا در مورد بعضی چيزا چی بنويسه...
- از وقتی وحشتناک ترين انگل دنيا رو شناختم ديگه جرأت...
- چقدر خوشبخت ترم حالا که می توانم راه برم بی اونکه...
- خيلی خابالوام اين روزا... تقريباً از شروع زمستون ا...
- ديشب تا خود صبح خواب می ديدم بابام... به سفر ابدی ...
- سلام خوبم. دوست دارم اين شراب و پکی سيگار رو با ش...
- تا حالا انقدر تنها انقدر خسته از تنهايی از نشنيدن...
- آآآآآآآآآآآآآآآآآه.... مثل آسودگی موقتی ميان دو خب...
-
▼
دسامبر
(27)