خيلی خابالوام اين روزا... تقريباً از شروع زمستون اينجوری شدم.. شدم عين اين گربه های دم شومينه. لوسيفر مثلاً.
آرزو می کردم يک هفته می تونستم اينجاها زندگی کنم:
قرن هجدهم اروپا، زمان اوج رمانتيسيم
زمان "مورچه داره"ء ايران
توی سفينه ای که در مدار مشتری می چرخه
جزيرهء کرت زمان سينوهه
حتی غول چراغ هم نمی تونه منو ببره اينجاها... اما فيلم ها کمی تا قسمتی می تونن!
سومی حتما بايد تو سينما باشه تا طبيعی به نظر بياد.
خيلی دلم واسه استاد مينرالوجی می سوزه. يک زوری می زنه يه مطلب رو حالی کنه که نگو. بی انصافا هيچ کس هم نمی گه بابا فهميديم خودتو نکش......آخی، تپلی! يه خورده م پيره حيوونکی. آدم دلش می خواد بگه نازی بشين يه چايی بخور حالا خستگيت در ره. فکر کنم خودش خيلی سختش بوده آرايش اتمی فلزات رو بفهمه.
راستی يه دوست پيدا کردم. چند روز پيشا رفتيم اين فيلم جديد رنه زلگر رو ديديم. آخر فيلم هندی! ولی کتک کاری هيو گرانت با اون يکی هنرپيشه هه که اسمشو نمی دونم خيلی بامزه بود. کتک کاری مدرن! رنه هم خيلی بانمکه. بازم از اين فيلم هنديا بازی کنه می رم ميبينم. می خنديم ديگه! بی خيالِ فيلم عميق.
می گم ها، حتی درسی که انقدر عاشقشی هم بايد ضد حالی مثل فصل بی پايان و خسته کنندهء کرم خاکی داشته باشه. کی فکرشو می کرد اين ماکارونی جاندار انقد دم و دستگاه داشته باشه؟ کی نشسته اينهمه کرم خاکی رو پاره کرده که بفهمه توش چيه؟ روی مرده اش که نمی شه درست تحقيق کرد پس لابد زنده زنده... قبلش بی حسشون کرده بوده؟
جزقل کرم چهار جفت قلب داره!... آخ چقد خوابم مياد. بايد اين فصل و امشب تموم کنم...
بايگانی وبلاگ
-
▼
2004
(181)
-
▼
دسامبر
(27)
- خليج فارس بدون پرانتز اينو تو سردبير خودش ديدم. گف...
- يه چيز بگم بخندين اما زياد نخندين. چند روز بود هوس...
- کمتر از يک چهارم مردم نواحی ساحلی زنده مانده اند ...
- به نام آزادی رو لوگو کيليک کنين.
- - تک نويسي در مورد افراد سياسي آنهم با گرايش جنسي ...
- تلاش بیفرجام رژيم ولايت فقيه، برای گرمکردن تنور ...
- نه. نمی تونم. نمی تونم بهش بگم دوستش دارم چون يه چ...
- دلم فقط به يک چيز خوشه. يکی از دوستام که مرتب بعد ...
- اطلاعيهء شماره يک کمپين نجات ندا تنها يک هفته فرص...
- يک لحظه، وقتی درک می کنم که حالت تعادل و شناوری پو...
- لطفاً به حکم اعدام خاجيه اعتراض کنين. چند سال پي...
- همَه با هم در نظرسنجی من شرکت کنين: ا-به نظر شما...
- چند روز پيش می خواستم اينو بنويسم اما دست و دلم نر...
- نه نظر خواهی داره نه ايميلش رو گذاشته تو وبلاگش! ه...
- آرزو می کنم اين آرامش نوپا نميرد... الان رفته بود...
- هر وقت می رفتم خونه اش معذب بودم. بايد مواظب می بو...
- عجيبه واقعاً... اينهمه بدمون بياد از روشی که با او...
- يه انگل هست بی خوابی مياره. نکنه من دارم؟ ديشب مث...
- در مورد پردهء بکارت اينجا رفتم و نظر دادم بعد به پ...
- آدم نمی دونه بعضی وقتا در مورد بعضی چيزا چی بنويسه...
- از وقتی وحشتناک ترين انگل دنيا رو شناختم ديگه جرأت...
- چقدر خوشبخت ترم حالا که می توانم راه برم بی اونکه...
- خيلی خابالوام اين روزا... تقريباً از شروع زمستون ا...
- ديشب تا خود صبح خواب می ديدم بابام... به سفر ابدی ...
- سلام خوبم. دوست دارم اين شراب و پکی سيگار رو با ش...
- تا حالا انقدر تنها انقدر خسته از تنهايی از نشنيدن...
- آآآآآآآآآآآآآآآآآه.... مثل آسودگی موقتی ميان دو خب...
-
▼
دسامبر
(27)