جمعه، دی ۰۴، ۱۳۸۳

دلم فقط به يک چيز خوشه. يکی از دوستام که مرتب بعد از زلزله می رفته بم، چند ماه پيش بهم گفته بود که ديگه يه دونه بمی تو شهر نمونده. همه رفتن به شهرهای ديگه. اين هايی که الان توی بم هستن روستايی های فرصت طلب اطراف بم هستن که اومدن يه چيزی بهشون برسه.
دلم به اين حرف خوشه. وگرنه از خود فاجعهء زلزله گذشته، اين که کمک ها بهشون نرسيده باشه و هنوز سقفی بالای سرشون نباشه حتی از خبر سنگسارها و اعدام ها هم تلخ تره.



تا حالا شده با يک جمله از خواب بپرين؟ من امروز با اين جمله از خواب پريدم: خدايا به ما کمک کن. بعد که بيشتر بيدار شدم گفتم خدايا وجود داشته باش و وضع ايران ما رو عوض کن. خودم هم از بيچارگی خودم گريه ام گرفت.


ای سال دو هزار و پنج؛ سال تغيير باش. سال بهتری باش.






کريسمس شما هم مبارک.
دوستتون دارم.




آخ راستی! من برای بار سوم از اين ايملها گرفتم که می گه يه عالم پول بردی. ايندفه يورو بردم! يک ميليون و ششصد هزار يورو! کسی می دونه جريان اين ايميل ها چيه؟ هدف فرستنده اش چيه؟

خيلی ننرن ها! آدم می مونه تو خماری.



بايگانی وبلاگ