****
زلزله به خودی خود فاجعه نيست. زلزله مثل باران طبيعی ست. اونچه که دردآور هست اينه که در زمانی زندگی می کنيم که می شه در شديدترين زلزله ها زنده موند اما باز ده هزار ده هزار قربانی می دهيم.
اوايل که اومدم هند خيلی از دست دولت هند عصبانی بودم که چرا به وضع اين همه فقير رسيدگی نمی کنه. بعد صاحبخونه م يه روز برم داشت برد يتيم خونهء کليسا. اونجا از زن ها و دخترهای بی خانواده، معلولين ذهنی و جسمی و افراد مسن نگه داری می شه. مؤسس يتيم خانه هم خانمی هست که در قرن نوزده پدرش از خانه بيرونش کرده بوده (اسمش يادم نيست بعدن می نويسم) و بعد هم ازدواج می کنه و بعد از دو سال بيوه می شه که اينجا جرم بزرگی بوده (الان هم هست!)
از اون يتيم خونه يه سبد خيلی خوشگل* خريدم که دخترهای کور يتيم خونه بافته بودن. ديگه بعد از اون به هيچ گدايی کمک نکردم. چون فرهنگ گدايی ست که دست اين مردم رو جلوت دراز می کنه و طمع کمک های دست و دلبازانهء توريست های غربی وگرنه اگر بخوان همه شون می تونن برن به اين مراکز و با کار خيلی سبکی در طول روز، نيازهاشون رو برآورده کنن.
حالا من نمی دونم چقدر از سهم اين قربانی های زلزلهء هند ( و اندونزی) مال حکومت هند و بی توجهی هاش هست و چقدرش سهم خود مردم. مردم هندو هم سر هم کلاه زياد می گذارن. اينو خودشون می گن. آيا بساز بفروش های اينجا هم مثل ما اگر دولت قانون بگذاره که ساختمون بايد ضد زلزله باشه با رشوه برای ساختمون به درد نخورشون مجوز می گيرن؟
چرا مردم ژاپن تو زلزله کمترين قربانی رو می دن؟ دانش ضد زلزله ساختن بناها خيلی بالاست؟ حکومت خيلی گله؟ شايد. اما مردم ژاپن هم فرهنگ فدا شدن برای جمع رو دارن. اتفاق افتاده در تاريخ ژاپن که شاهی خودش رو کنار کشيده تا برادرش که فکر می کرده لياقت بيشتری داره به سلطنت برسه (تيلا جون اگه اشتباه می کنم لطفا بتذکر)
اما ما فقط به فکر نفع کوتاه مدت خودمون هستيم و واسه پر کردن جيب خودمون حتی از جون بچهء مردم هم حاضريم مايه بگذاريم... چه حقيقت تلخی نه؟
نه فقط بساز بفروش هامون، اکثر مردم ما اگر کسی از نوهء عمه مون بهمون دورتر باشه ديگه برامون اهميت نداره حتی اگه سقف بالکن خونه ای که بهش اجاره داديم بايد تعمير می شده و ممکنه رو سر دختر بچهء دوسالهء مستأجر فرو بريزه ( اينو با چشم خودم ديدم)
ما بايد تغيير کنيم. باور کنين.
*عکس سبد رو چند ساعت ديگه می ذارم اينجا