از وقتی وحشتناک ترين انگل دنيا رو شناختم ديگه جرأت نمی کنم گوشت بخورم. اين کرم از طريق خوردن گوشت آلوده منتقل می شه که درست نپخته باشه.
ننه کرمه توی روده واسه خودش کانون خانواده تشکيل می ده بعد بچه هام که ماشالا باهوش خودشون عين قزل آلا می پرن توی جريان خون و د بدو که رفتی شنا می کنن می رن توی ماهيچهء دور از جون شما اونجا رو پانسيون می کنن تا بزرگ شن و ديگه اون ماهيچه رو بکّنی بندازی دور بهتره.
اين کرم بر خلاف اکثر انگل ها در انتخاب ميزبان زياد سخت گيری نمی کنه و در گونه های بسياری ممکنه ديده بشه. از جمله بوفالو که اينجايی ها به خاطر کمی تا قسمتی مقدس بودن گاو، ازش استفاده می کنن. اما انگار توی گوشت خوک بيشتر احتمال پيدا شدنش هست...
گوشت شکار، ويا گوشتهايی که از دامهايی تهيه می شن که تحت کنترل های منظم بهداشتی نيستن خيلی احتمال آلودگی به اين انگل درشون بالاست.
و چيزی که به راحتی می شه روش شرط بست کنترل نشدن مواد غذايی از نظر بهداشتی در هند هست.
خلاصه نمی دونُم مو که می ترسُم ای جو گوشت بخوروم.
يه توضيح بدم در مورد يادداشت پايين. اول اينکه من مشکلی از نظر آزادی نداشتم. هر چی بيرون نداشتيم توی جمع دوستان داشتيم و اگه بار نبود مهم نبود اگه ديسکو نبود مهمونی که بود اما چيزی که خيلی منو اذيت کرد اين دو سال آخر و هی هم تصاعدی بيشتر می شد و می شه اين جنسی شدن بيش از حد مردم هست.
توی يه قدم زدن ساده يه بار شمردم هر قدم دوبار يه نفر با جنسی ترين لحن ممکن يه چيزی بهت می گه. راجع به بدن و لباس و مانتو و قيافه ات با همون لحن نظر می ده.
پسرها نمی دونم چرا انقدر تازگی ها وقيح شدن.
بلا نسبت آدم های با شخصيت.
پسره به خودش اجازه می ده بلند بلند راجع به اندام های جنسی تو حرف بزنه. بعد مردم هم بر می گردن بر و بر تو رو نگاه می کنن. دلت می خواد از اين همه بی انصافی غير قابل تحمل يقه ات رو پاره کنی و جيق بکشی.
ببينين شايد خيلی ها از من قوی تر باشن. خانم ها رو می گم. بعد فکر کنن من دارم غلو می نم. بابا خوب من حساس تر از شمام، امکانش نيست کسی با شما فرق داشته باشه؟ چون زنه بايد مثل شما باشه؟
يه بار موزيک تو گوشم بود، همين چند ماه پيش. می ديدم اون زمانی که موزيک قطع می شه تا آهنگ بعدی شروع بشه انگار يه نوار ديگه روشن می کنن.
نواری از ويز ويزهای جنسی.
خلاصه که،
ای مردان که عقدهای جنسی شما رو در خيابون به دوش کشيدم، و ای زنهايی که قضاوت شما رو بعد از اون همه آزار بايد تحمل می کردم، زنهايی که مثل قوز بالا قوزيد، خوشحالم که از هم دوريم.
همين.
بازم خوراکی..
من به طور متوسط سالی دوبار کره می خورم که تازه اونم سالی يه بارش توی رستوران با چلوکباب يا چيزهای ديگه است و شايد آخرين باری که قبل از ديروز کره خريدم دو سال پيش بوده باشه. کره خريدن واسه من يه جور خلاف سنگينه که خيلی باهاش حال می کنم.
بايگانی وبلاگ
-
▼
2004
(181)
-
▼
دسامبر
(27)
- خليج فارس بدون پرانتز اينو تو سردبير خودش ديدم. گف...
- يه چيز بگم بخندين اما زياد نخندين. چند روز بود هوس...
- کمتر از يک چهارم مردم نواحی ساحلی زنده مانده اند ...
- به نام آزادی رو لوگو کيليک کنين.
- - تک نويسي در مورد افراد سياسي آنهم با گرايش جنسي ...
- تلاش بیفرجام رژيم ولايت فقيه، برای گرمکردن تنور ...
- نه. نمی تونم. نمی تونم بهش بگم دوستش دارم چون يه چ...
- دلم فقط به يک چيز خوشه. يکی از دوستام که مرتب بعد ...
- اطلاعيهء شماره يک کمپين نجات ندا تنها يک هفته فرص...
- يک لحظه، وقتی درک می کنم که حالت تعادل و شناوری پو...
- لطفاً به حکم اعدام خاجيه اعتراض کنين. چند سال پي...
- همَه با هم در نظرسنجی من شرکت کنين: ا-به نظر شما...
- چند روز پيش می خواستم اينو بنويسم اما دست و دلم نر...
- نه نظر خواهی داره نه ايميلش رو گذاشته تو وبلاگش! ه...
- آرزو می کنم اين آرامش نوپا نميرد... الان رفته بود...
- هر وقت می رفتم خونه اش معذب بودم. بايد مواظب می بو...
- عجيبه واقعاً... اينهمه بدمون بياد از روشی که با او...
- يه انگل هست بی خوابی مياره. نکنه من دارم؟ ديشب مث...
- در مورد پردهء بکارت اينجا رفتم و نظر دادم بعد به پ...
- آدم نمی دونه بعضی وقتا در مورد بعضی چيزا چی بنويسه...
- از وقتی وحشتناک ترين انگل دنيا رو شناختم ديگه جرأت...
- چقدر خوشبخت ترم حالا که می توانم راه برم بی اونکه...
- خيلی خابالوام اين روزا... تقريباً از شروع زمستون ا...
- ديشب تا خود صبح خواب می ديدم بابام... به سفر ابدی ...
- سلام خوبم. دوست دارم اين شراب و پکی سيگار رو با ش...
- تا حالا انقدر تنها انقدر خسته از تنهايی از نشنيدن...
- آآآآآآآآآآآآآآآآآه.... مثل آسودگی موقتی ميان دو خب...
-
▼
دسامبر
(27)