شنبه، آبان ۰۵، ۱۳۸۶

مجبور شدم تغذيه سالم و ورزش رو به کل کنار بگذارم تا بتونم درس بخونم. ديگه نمی تونستم اونطوری ادامه بدم. اما از اين وضع هم دارم به تنگ ميام. دلم برای زندگی سالم تنگ شده.
دلم می خواد ساعت ها بدوم و ورزش کنم.. دلم می خواد يوگا کار کنم. اما نمی شه. وقت ندارم. تا آخرين قطرهء انرژيمو بايد صرف درس خوندن بکنم.
دلم می خواد غذاهای فيبردار و سالم بخورم، سبزيجات و سالاد و نون قهوه ای. اما به جاش بايد چيزای پر کالری بخورم وگرنه مخم کار نمی کنه. هر روز پلو گاهی روزی دوبار، هر روز شکلات و کيک.. خودم گاهی وحشت می کنم.
تو آينه سعی می کنم نگاه نکنم.
دلم می خواد فرار کنم.

بايگانی وبلاگ