پنجشنبه، آبان ۰۳، ۱۳۸۶

شازده کرمو
به خوانندگان محترمی که سريعاً دچار حالات اشمئزاز و ساير حالات ناراحت گرديده از غذا خوردن می افتند توصيه نمی شود که اين مطلب را بخوانند.. به خوانندگان محترمی که ديشب اومدن اينو خوندن حالت اشمئزاز بهشون دست داد و از غذا خوردن افتادن: ببخشين دير گفتيم.


خانوم "همساده" يه گربهء ديگه به دوتا گربه اش اضافه کرده. گفت برم خونه اش ببينمش. اول می خواست اسمشو بذاره "اخترخانوم جون" بعد فهميديم پسره، قرار شد بذاره "شازده اسدلله ميرزا".
به "همساده" می گم اين گربه مريضه. می گه نه، افسرده است.
امروز ولی خود خانوم همساده زنگ زد گفت دارم شازده رو می برم بيمارستان. مريضه. خيلی جلوی خودمو گرفتم نگم "ديدی گفتم؟"
ولی گفتم.
خانوم همساده الان زنگ زد، شازده رو از بيمارستان آورده بود؛ می گفت شازده "کرم داره" بعدم گفت "نزديک بود بچه کرمو بندازم بهت."
آخه من اولش که ديدمش گفتم اينو من می برم بزرگ می کنم، هم تو سه تا گربه زياده برات هم من هيچی گربه کمه برام. بعدش دو سه تا چنگول که فرو کرد تو پر و پاچه م پشيمون شدم. اما مثکه خانوم همساده هنوز کانسپت پشيمونی و اينا رو نگرفتن. خلاصه، حالا موندم فکری، آخه اون موقه که رفته بودم اسم گذارون، شازده يه ده دقيقه ای رو دوشم بود که اون دوتا ورپريده ( شمس الملوک و قمرالملوک ملقب به آناستازيا و گرزيلا ) بهش پيف نکنن. همچين بگی نگی رومون به همين ديوار که روشيم منفذ ماتحتشونم نزديک دهن ما بود آخه نيست که داشت می افتاد، خودشو جمع کرده بود طفلی دمشم داده بود بالا.

حالا نمی دونم الان من همه اش گرسنه ام می شه، يعنی مال چيه؟




بعد از پست:

- هنوز از اون جين داری؟
-آره، چطور؟
-کرم و می کشه، نه؟
-آره، شنيده م انگل منگل و دفع می کنه..فلفلم بخور
-اوهوم... تو ام بخور پس.
-حالا من شايد کرممو نگه دارم که لاغر شم.
-آره به ذهن خودمم رسيده بود اما بعد از اينکه جينه رو خوردم.. پاشم برم در کون شازده رو دوتا ماچ بکنم...

بايگانی وبلاگ