چهارشنبه، شهریور ۱۳، ۱۳۸۱

بهشت، پشت آن ديوار است..
آنجا ک انگشتانم از بی تابی گونه هايت نمدار می شود
دندان هايم گر می گيرد از پوست گردنت
و پلک هایم عاقبت

در بی خيالی دستانت آرام می گيرد
ديوار ديگری آن طرف
.. و حصيری شايد بر پنجره اش



ديگر نمی بينم....

بايگانی وبلاگ