چهارشنبه، شهریور ۲۰، ۱۳۸۱

به ياد می آورم. هرگز بهت و وحشتم رو فراموش نمی کنم وقتی ناگهان تلويزون ترکيه شروع کرد به پخش صحنه های برخورد هواپيما با ساختمان. می شد تشخيص داد که هواپيما جنگی نيست و احتمال بروز اشتباه هم نمی رفت. ترکی هم که نمی فهميدم. بی بی سی ورلد رو گرفتم. بازهم چيز زيادی نفهميدم. برای اينکه بفهمم چه اتفاقی افتاده بايد تا شروع اخبار ساعت نه ايران دو ساعتی صبر می کردم....
باور کردنی نبود. از تصور آدمهايی که از توی ساختمون ها با وحشت و ناباوری زل زدند به هواپيمايی که هر لحظه به شيشه ها نزديک و نزديکتر می شه به خودم می لرزيدم. آدمهايی که لحظه ای بعد جسد ها شون با همون نگاه بهت زده به جای نا معلومی خيره مونده.... بين کشته شده ها شايد کم نبودند کسانی که فقط چند دقيقه اونجا توی ساختمون ها کار داشتند.

آرزوی آرامش می کنم و به ياد آوردن شادی های کودکانه، برای بچه هايی که اونروز صبح با پدر يا مادرشون صبحانه خوردند و ازش برای هميشه خداحافظی کردند، و عشق و شادمانی دوباره برای عشاقی که باور نمی کردند امروز براشون روز خداحافظی ابدی خواهد بود. تو فکر می کنی تا الان باورکرده باشند؟

فکر می کنی بين اون همه آدم که مثل آش شل قلم کار با آجر و سنگ و شيشه هم خوردند و ريز ريز شدند، چند نفر از مسلمون ها متنفر بودند؟ کسانی که بايد به غم از دست دادنشون عادت کنند چی؟
راستی، به نظر تو چند نفر پيدا می شن که فکر کنن انتقام جهنم سازی و آتش افروزی تروريستهای متعصب رو از بچه های افغانی بايد کشيد؟ فکر می کنی سهم بنيادگرايانی که از راه خون به وادی حقيقت در باورهاشون می رسند در آينده خون آلود بچه های عراقی چقدره؟ سهم اونهايی که پنجهء خونين به فلک زده ترين نقطهء آسيا و ذخايرش انداخته اند چقدره؟ به نظرت نمی ياد که در نهايت هردو به يک نقطه می رسند؟ هر دو به يک زمين، به يک کودک، يک مادر، يک خون.... و يک حقيقت.

فکر می کنی اگر هزار سال ديگه برای زندگی صبر می کردم، می تونستم روی دنيايی خالی از تعصب پا بگذارم؟ دنيايی که بهای بهشتش خون انسان نباشه؟ فکر می کنی چند هزار سال ديگه بايد برای تولدم صبر می کردم تا توی دنيای خالی از جنگ پا بگذارم؟
اصلاً فکر می کنی بايد صبر می کردم؟ فکر می کنی بايد صبر کنم؟ خونسرديمو حفظ کنم؟... فکر می کنی اگه اينکارو نکنم کار ديگه ای ازم بر مياد؟
به ياد آوردن و غم خوردن....يا اگر بخواهی فقط به ياد آوردن. آرامشم رو حفظ می کنم و به ياد می آورم.

بايگانی وبلاگ