شنبه، تیر ۰۱، ۱۳۸۱

ديروز تلويزيون از اون برنامه ها داشت که من دوس دارم...
آقايی که مهمان يک برنامه است، داره درباره مضرات برابری حقوق نسوان صحبت می کنه: اولاً که اگه هی بخواين فمنيسم ممنيسم کنين سلامتی بچه هاتون به خطر می افته.از اون مهمتر ، شوهرتون طلاقتون می ده. *( هنگام گفتن اين جملهء آخر قيافهء آقای مهمان برنامه طوريه که يعنی : خوب منم بودم طلاقتون می دادم ! ) ( لبخند مليح خانم مجری )
در ثانی ، چه عدالتی از اين بالاتر که از هر کس طبق استعداد و توانائی هاش کار خواسته بشه. بعدم شاهد آوردن اين چنينی : مثلاً شما ببينيد ، قضاوت کاريست که از گردهء خانم ها برداشته شده و همين طور رهبری جامعه... اين کارها در ذات زن نيست ، در نهاد زن نيست...

نمی دونم پس لابد ويکتوريا و اليزابت مرد بودن کلاه گيس می ذاشتن. ديگه هر کی يه ذره تاريخ خونده باشه می دونه که انگلستان هر چی شده زمان اين دو ملکه شده.

جنسيت نبايد معيار سنجش استعداد و توانائی های اشخاص قرار بگيره. اين نشون دهندهء پائين بودن سطح دانش يک جامعه است.

می گم سطح دانش و نه طرز فکر يا فرهنگ ، چون اگر کمی تحقيق در اين مورد صورت بگيره -بدون به خرج دادن تعصب- غلط بودن اين معيارخنده دار تعيين استعداد ثابت می شه.
يک مثال ديگه : آشپزی ، يک هنره. استعداد می خواد. بايد احساس به خرج بدی ، عاشق آشپزی باشی ، شيکمو باشی تا دست پختت خوب باشه. و اين نمی تونه مختص خانم ها باشه.
اما متأسفانه شغل مشترک خانم هاست.

استعداد زن و مرد نمی شناسه ، چه در آشپزی ، چه در مديريت و چه ادارهء يک کشور.







.

*:نقل به معنی

بايگانی وبلاگ