سه‌شنبه، خرداد ۲۱، ۱۳۸۱

آخ گفتی ! بابا جدّا ماست مالی ديگه بسه. اقلاً مردونه بگيد آره همينی که هست ، قبولشم دارم. تازه به نظر منم حق با شماست.شمائی که طرز فکرتون اينطوريه ..می دونيد چرا ؟ چون ما هيچی نيستيم جزاونی که فکر می کنيم.
پس "به موجب برتری هايی که -در عقل و اون يکيش يادم رفته - مردان نسبت به زنان دارند" و چون زندگی هر کی همون جوريه که داره می بينه ، بايدم حقوق زنان< مشابه> باشه با حقوق مردان و نه مساوی.
اين قسمت حقوق خانوادهء کتاب دينی سال چهارم رو با چه حرصی می خوندم. با خودم می گفتم جهنم ، تو که فردا اينو امتحان می دی و می ری پی کارت ، ولش کن درستو بخون.
اگه زنی خودش رو از مردها - يا از مرد خودش- کمتر ببينه ، توانائی هاش کمتر می شه ، ارزشش پيش بقيه کمتر می شه و خلاصه همون طوری باهاش رفتار می شه که خودش قبول داره.
همين زن ها - با اين طرز تفکر - هستن که کتک می خورن از شوهرشون.

بايگانی وبلاگ