جمعه، تیر ۰۷، ۱۳۸۱

کريسمس دو هزار با دوستام تصميم گرفتيم به مناسبت ورود به هزارهء سوم، حتماً جشن بگيريم و حتماً کاج هم داشته باشيم.
برای اينکه سال نو رو با يک کار ارزشمند که در خور هزارهء سوم باشه شروع کنيم، تصميم گرفتيم درخت کاج جشن متعلق به وسط بلوار قيطريه باشه.
من و يکی ديگه از دوستانم آژانس گرفتيم و به قصد « تهيه»ء درخت عازم شديم. ساعت 8 صبح بود نمی دونم چرا باغبون های پارک قيطريه انقدر می خوابن. هيچ کی نبود اونجا مواظب اون درختا باشه. اونم درست روز قبل از کريسمس!
خلاصه، با بيلچه ای که همرامون آورده بوديم، شروع کرديم دور درختو کندن. يه خورده که کنديم راننده آژانس از ماشين پياده شد گفت چيکار دارين می کنين بابا ؟ الان ميان ميگيرن می برنمون! بهش گفتيم شما برو بشين تو ماشين کسی به شما کار نداره. اما بعد از چند دقيقه دوباره از ماشين پياده شد بيلچه رو از ما گرفت گفت برين کنار بابا اينطوری نمی شه.
خلاصه با هر جونکندی بود و با آخرين سرعت ممکن درختو از ريشه درآورديم و رفتيم خونهء اون دوستم که همه قرار بود شب بيان. درختو توی يه سطل بزرگ کاشتيم اما چند روز بعد از کارمون پشيمون شديم چون درخت بيچاره خشک شد.
مهمونی اون شب يکی از به ياد موندنی ترين خاطرات منه. مخصوصاً که از صبحش با خنده شروع شد.

بايگانی وبلاگ