دوشنبه، اردیبهشت ۳۰، ۱۳۸۱

دلم می خواست کف های روی ميلک شيک رو سر بکشم ، جلوی تو روم نشد. اون موقع که داشتيم بحث های جدی می کرديم من داشتم به اين فکر می کردم که قاشق تو رو قرض بگيرم و اون کف های صورتی رو تا ته بخورم.
حالا کف نخورده و آبرو رفته - با اون صدای قشنگی که سه بار با نی برات در آوردم - اينجا دارم خودم رو لو می دم که چی؟

- ای بابا آبرو رو ول کن قافيه رو بچسب !

بايگانی وبلاگ