پنجشنبه، خرداد ۰۹، ۱۳۸۱

ديشب خواب ديدم يه بشقاب غذا کشيدم با سالاد کاهو. نشستم کنار تنگ ماهی قرمزی که تو خواب داشتم ، بخورم. بعد ماهی رو از تنگ در آوردم گذاشتم کنار بشقاب که يه کم کاهو بخوره ،که ديدم ددم وای داره خفه می شه. سريع ورش داشتم انداختمش تو تنگ.
تو رو خدا می بينين من چه خوابای عجق وجقی می بينم ؟ فکر کنم ته نا خودآگاهم نشتی پيدا کرده.

بايگانی وبلاگ