دوشنبه، اردیبهشت ۲۳، ۱۳۸۱

من = جسم من + عواطف و احساسات من + افکار و اطلاعات من + آگاهی از وجود داشتنم

من = کسی که به ناخن هاش لاک می زنه بعد از ته کوتاهشون می کنه و از کارش لذت می بره

من = کسی که اگه بخواهيد پياده بريد شمال پائه

من = کسی که می شه خوب باهاش گپ زد مخصوصاً اگه قهوه خور باشيد.

من = کسی که الان نمی دونه چه خاکی به سرش بريزه

من اميدواره ، می ترسه ، می ترسه ، اميرواره

به اين من طفلکی بگيد چه خاکی تو سرش بريزه

بايگانی وبلاگ