از بحث های خاله زنکیِ پای قهوه :
ديروز رفته بودم يه جا کار داشتم. برگشتنی ، نزديکای خونه يه زنی رو ديدم که کنار پياده رو نشسته بود يه سری ظرف چينی هم گذاشته بود جلوش می فروخت. يه دختر کوچولو هم کنارش بود داشت با کارتون خالی ظرف بازی می کرد.
سرويس چينی که گذاشته بود بفروشه نصفه نيمه بود ، از اين گل سرخی قديمی ها. فقط بشقاب های تخت ، پيشدستی و کاسه هاش مونده بود. بشقاب ها 3000 تومن ، کاسه ها 1500 تومن ، پيشدستی ها 500 تومن. کاسه هامون کم شده بود واسه همين رفتم ازش کاسه هاشو بخرم.
حالا از اين طرف ، من يه سری جاسوئيچی و کرم يخچالی ( موجودات عجق وجقی که علاقهء خاصی دارن بچسبن به يخچال ) درست کردم. که تا حالا نتونستم جائی برای فروششون پيدا کنم. ( جهت اطلاع علاقه مندان عرض می کنم که تعداد محدودی بارباپاپا ، بارباماما ، انواع خرچنگ ، عروس خانم دريايی ، مادرشوهر دريايی ، پشه مريخی و عنکبوت ماداگاسکاری موجود است. بدو بدو که تموم شد ! د بدو بدو که آتيش زدم تموم شد ! )
خلاصه ، به خانومه گفتم که من از اين چيزا درست می کنم ، اگه بتونه اينجا برام بفروشتشون ، با هم می تونيم شريک بشيم.اونم گفت باشه و شماره تلفونشو داد که بهش خبر بدم.
حالا نمی دونم معامله مون بشه يا نه ، اما يه چيز ديگه - غير از تبليغات واسه جک و جونورهام - که می خواستم بگم ، اين بود که اين خانومه ذهنم رو مثل رژيم اشغال گر قدس از عصر ديروز تا حالا اشغال کرده.
يه عالم دختر می شناسم ، - خيلی هاشون هم کلاسی های دبيرستانم بودن - که فقط با پسرحاجی ها و بازاری ها دوست می شن ، چند ماهی می تيغن پسره رو، بعد هم ولش می کنن. اون وقت ماحصل تيغش ( ! ) رو ورمی دارن ، می رن لوازم آرايش می خرن، با
tighable بعدی دوست می شن و تا با اون به هم بزنن ، لوازم آرايش تموم شده و سلسله مراتب همين طوری ادامه پيدا می کنه.
برگرديم سر خانم چينی فروش. زن واقعاً زيبائی بود - يه ذره هم آرايش نداشت ، اما کاملاً زيبا بود- يه چيزی تو مايه های ناتالی ايمبروگليا. کسی تا مشکل حاد مالی نداشته باشه ، نمی آد کنار خيابون بشينه سرويس کهنهء چينی بفروشه.
يه کم مقايسه کنيم :
هر دوی اين کارها پوست کلفت می خواد. مثلاً شما دوستان عزيز مذکرالجنس ، آيا حاضريد با يک زن به خاطر پولش دوست بشيد ؟ حاضريد برای چند نفر در آن واحد ادای رومئو رو در بياريد ؟ اگر بگين آره ، شما دارای پوست کلفتی هستيد. آدم حساسی نيستيد. ( منظورم از حساس زود رنج نيست )
واقعاً چی باعث می شه انقدر رويهء آدم ها متفاوت باشه ؟ حجب وحيا ؟ فکر نکنم. مثلاً همين خانم چينی فروش ، زياد هم زن کم روئی نبود - بابا کنار پياده رو دست فروشی کردن به اين آسونيا نيست ! رو می خواد ، جسارت می خواد ! اگه راست می گين يه دفعه امتحان کنين - خلاصه ، در حاليکه سعی می کنم داوری نکنم ، دارم هی اين دو روش رو با هم مقايسه می کنم.
بايگانی وبلاگ
-
▼
2002
(457)
-
▼
مهٔ
(74)
- واااااااای خدا ! مرسی ! چه هديهء بو داری ! صبر کن...
- خب اينم از هديه تولد بنده... ديگه شرمنده، جين جينه...
- از فردا من ديگه 26 سالمه ، همين طوری تا يه سال ديگ...
- يه عالم عکس که همين اوليش خدا بود ، يه آدم با جنب...
- از بحث های خاله زنکیِ پای قهوه : ديروز رفته بودم ...
- ديشب خواب ديدم يه بشقاب غذا کشيدم با سالاد کاهو. ن...
- بدترين منظره ای که می شه از صندلی عقب تاکسی ديد: ...
- کسی می دونه مسابقات جهانی پرش گيجگاه کی شروع می شه...
- جای همهء دوستان خالی ،امشب بنده به اتفاق يک سوسک پ...
- شايد بد نباشه يه توضيحی بدم راجع به تابلوی سمت چپ ...
- کلود مونه اگر با ديپلم تجربی یخواهيد کنکور هنر ب...
- چه جالب ! به محض اينکه به روی مبارک مياری که اوضاع...
- اوضاع خوابم ناجوره. تغذيه ام اوضاعش ناجورتره. فکرم...
- ای پرشين وبلاگ نويس نازنين ، مقصودم چرخ گردون بود ...
- آذرماه سال گذشته از طريق ناشرم با خبر شدم که انجمن...
- فيلم مارمولک قهوه ای جذاب و کرم از خود درخته به جش...
- ای داد عجب بساطيه ها ! حيوونا که دارن منقرض می شن ...
- تو را از ياد نبرده ام. اعتبار تو را پيش حافظه ام ...
- وای خدا ! ها ها ها ! بيدار شو ! اومدم templateو دس...
- شايد لازم با شه نکته ای رو توضيح بدم : چند وقت پيش...
- محصل بودم. قرار بود از طرف مدرسه به ديدن يک ساختما...
- ما دو روح گمشده ايم که سالهاست در تنگ ماهی شنا می ...
- The buttle of tailburg . Eugene Delacriox کار ...
- مسأله: هر سه ماه يک بار از ساعت 12 تا 12.30 نيمه...
- توجه ! توجه ! خيلی شانسی فهميدم که کسانی که بلاگش...
- « عاشق پر شور عاطفه... عاطفهء بيکران و ژرف ، با پش...
- زندگی گل رنگ عيد عاطفه جشن عاطفه ها ها جشن عاطفه ...
- ای کاپيتان ! يه وقت فکر نکنی فقط خودت فوبيا داريا ...
- دلم می خواست کف های روی ميلک شيک رو سر بکشم ، جلوی...
- کشف هفته : سپيده خيلی سپيده
- يه مدت تفريح مورد علاقمون با سه تا از دوست های شرّ...
- ~~ *}{ii !! ~}{~\\|~//~ *}{* !i ~* \\~|! ~
- اين بلاگ رو مديون اين دوستان هستم: محمدِ "اين يک...
- راست می گه خورشيد. برگرد ديگه ! انقد ناراحتم ! حا...
- آيدين عزيز منظورم اين بود : تنها آدم های صادق شاي...
- تا حالا پنير کپک زده تون رو با اين توجيه که ملت شه...
- اصلاً پاکش کردم. چه فايده که حال شما گرفته بشه ؟ ...
- اين چيزی نيست جز ترور !
- ... و طفلکی آن کس که با کله افتاد قلمبه از ب...
- برتنی جان ! در راستای اين که سوز صدات منو کشته،عکس...
- راستی ، ديدم همه دارن نتيجهء تست خود-روان-گردان پا...
- ببينم اين "هک" بازی جديده ؟ يا بيماری جديد؟ کاش آ...
- آزاده خانم راهنمائی شما هم خيلی در تصميم گيری کمکم...
- از بين خواننده های ايرانی قبل از انقلاب ...
- از طريق وبلاگ گپی با خودم يه سری عکس ديدم که زبونم...
- لطفاً اگر کسی اطلاعاتی در مورد مسائل حقوقی داره به...
- Bertrand Eberhard
- عکس از برتراند ابرهارد
- من = جسم من + عواطف و احساسات من + افکار و اطلاعات...
- نقد و بررسی داستان "مارمولک ايکبيری و ديوار شپشو"
- «قصه مارمولک ايکبيري و ديوار شپشو!» قسمت اول اينج...
- واقعاً برای همه تون متأسفم ! می دونم که حاضريد ده ...
- «قصه مارمولک ايکبيري و ديوار شپشو!» قسمت اول اينج...
- بحث شيرين فيزيک خيلی از قانون های فيزيک در بعد غي...
- «قصه مارمولک ايکبيري و ديوار شپشو!» قسمت قبلي همي...
- احساس گناه می کنم. کم نوشتم از دختران نوجوان شهرم،...
- تا حالا با بچه محل لائيک سکولارتون که بلاگره و دوت...
- «قصه مارمولک ايکبيري و ديوار شپشو!» قسمت هاي قبل ...
- فکر کنم افشين با دوست سوئيسيش فرار کرده باشه. د ! ...
- اين روزها دلم خنک تر است از اون روزهايی که وبلاگ ن...
- سوّمين چيز درست حسابی رو ميذارم به عهدهء جين جين( ...
- اينم دوّميش
- اولين چيز درست حسابی اينکه دلتون بسوزه ! شما که شا...
- اَه اَه چند روزه خيلی چرت و پرت نوشتم . الان ميرم ...
- بیعنوان
- الان فهميدم که يکی از دوستانم يک هفته پيش در مهمون...
- يه خبر خوش ! بالاخره يکی پيدا شد مردونه بگه من ميخ...
- فقط می تونم بگم خيلی متأسفم. خشمگينم تا کی به طرق...
- معمار در باغچه قير می ريزد فريادش را می شنوی ؟ دار...
- زندگی من با لئونارد کوهن
- امروز - دقيق تر بگم همين الان - مودم محترمهء مکرمه...
- ورزشی برای افراد بالای 18سال!
- سؤال : چرا امشب اينجوری شد؟ جواب : 1:چون جامعه بد ...
- راهپيمائی کفار در بلاد افرنجيه.
-
▼
مهٔ
(74)