معمار در باغچه قير می ريزد
فريادش را می شنوی ؟ دارد می سوزد
هسته های هلو و گوجه سبز
سبز نخواهند شد می دانم
خوب شد دستهايم را در باغچه نکاشتم !
سيب های سبز و ترش
پيچک های موذی
درخت گل توری
که فاطمه سلطان شلنگ را پايش باز می گذاشت
و می رفت برنجش را آب کش کند
هوض ترک خوردهء وسط باغچه
مارمولک های ترسوی نازنازی که پاتوقشان زير شکم مرغابی گچی بود
اجی مجی لا ترجی
دود شدند و به هوا رفتند
غم دور ماندن در عين نزديکی
کابوسی که هر صبح بيدار می شود
کابوس مرا می بلعد
من در شکم کابوس زندگی می کنم
دلم پاره پاره می شود
معمار روی پارهء دلم قير می ريزد
و روی آن گونی می گذارد
تا سقف طبقهء چهارم سالم بماند
در باران
خداحافظ آناهيتای قشنگ
خدای کوچک آبها
من که نيستم آن نصفهء نارنگی را به کی می دهی ؟
دستهای کوچکت را بر گونه هايم بگذار
بر چشم هايم
موهايم را نوازش کن
برای آخرين بار
خداحافظ ياسمنم
بلوغت را هرگز نخواهم ديد
شانزده سالگی زيبايت را هم
ياسمن قشنگ
دلم برايت پاره پاره است
من که نيستم نقاشی هايت را به کی نشان می دهی ؟
چشمهايت مضطرب
چشمهايت زيبا
که می دوختی بر دهانم
تا بگويم آفرين چه زيبا کشيده ای
ياسمن قشنگ
خداحافظ
هرگز به تو نخواهم گفت پدرت چه کرد
چرا غرورت را پايمال کنم
کاش کسی به من هم نمی گفت پدرم....
شايد حالا مردی داشتم که به او افتخار کنم
چشمهايم را می بندم
دهانم را باز می کنم
قهقهه می زنم
کابوس مرا تف می کند
کابوس قهقهه می زند
دهانش که باز است يک سظل قير توش خالی می کنم
می روم
خداحافظ
بايگانی وبلاگ
-
▼
2002
(457)
-
▼
مهٔ
(74)
- واااااااای خدا ! مرسی ! چه هديهء بو داری ! صبر کن...
- خب اينم از هديه تولد بنده... ديگه شرمنده، جين جينه...
- از فردا من ديگه 26 سالمه ، همين طوری تا يه سال ديگ...
- يه عالم عکس که همين اوليش خدا بود ، يه آدم با جنب...
- از بحث های خاله زنکیِ پای قهوه : ديروز رفته بودم ...
- ديشب خواب ديدم يه بشقاب غذا کشيدم با سالاد کاهو. ن...
- بدترين منظره ای که می شه از صندلی عقب تاکسی ديد: ...
- کسی می دونه مسابقات جهانی پرش گيجگاه کی شروع می شه...
- جای همهء دوستان خالی ،امشب بنده به اتفاق يک سوسک پ...
- شايد بد نباشه يه توضيحی بدم راجع به تابلوی سمت چپ ...
- کلود مونه اگر با ديپلم تجربی یخواهيد کنکور هنر ب...
- چه جالب ! به محض اينکه به روی مبارک مياری که اوضاع...
- اوضاع خوابم ناجوره. تغذيه ام اوضاعش ناجورتره. فکرم...
- ای پرشين وبلاگ نويس نازنين ، مقصودم چرخ گردون بود ...
- آذرماه سال گذشته از طريق ناشرم با خبر شدم که انجمن...
- فيلم مارمولک قهوه ای جذاب و کرم از خود درخته به جش...
- ای داد عجب بساطيه ها ! حيوونا که دارن منقرض می شن ...
- تو را از ياد نبرده ام. اعتبار تو را پيش حافظه ام ...
- وای خدا ! ها ها ها ! بيدار شو ! اومدم templateو دس...
- شايد لازم با شه نکته ای رو توضيح بدم : چند وقت پيش...
- محصل بودم. قرار بود از طرف مدرسه به ديدن يک ساختما...
- ما دو روح گمشده ايم که سالهاست در تنگ ماهی شنا می ...
- The buttle of tailburg . Eugene Delacriox کار ...
- مسأله: هر سه ماه يک بار از ساعت 12 تا 12.30 نيمه...
- توجه ! توجه ! خيلی شانسی فهميدم که کسانی که بلاگش...
- « عاشق پر شور عاطفه... عاطفهء بيکران و ژرف ، با پش...
- زندگی گل رنگ عيد عاطفه جشن عاطفه ها ها جشن عاطفه ...
- ای کاپيتان ! يه وقت فکر نکنی فقط خودت فوبيا داريا ...
- دلم می خواست کف های روی ميلک شيک رو سر بکشم ، جلوی...
- کشف هفته : سپيده خيلی سپيده
- يه مدت تفريح مورد علاقمون با سه تا از دوست های شرّ...
- ~~ *}{ii !! ~}{~\\|~//~ *}{* !i ~* \\~|! ~
- اين بلاگ رو مديون اين دوستان هستم: محمدِ "اين يک...
- راست می گه خورشيد. برگرد ديگه ! انقد ناراحتم ! حا...
- آيدين عزيز منظورم اين بود : تنها آدم های صادق شاي...
- تا حالا پنير کپک زده تون رو با اين توجيه که ملت شه...
- اصلاً پاکش کردم. چه فايده که حال شما گرفته بشه ؟ ...
- اين چيزی نيست جز ترور !
- ... و طفلکی آن کس که با کله افتاد قلمبه از ب...
- برتنی جان ! در راستای اين که سوز صدات منو کشته،عکس...
- راستی ، ديدم همه دارن نتيجهء تست خود-روان-گردان پا...
- ببينم اين "هک" بازی جديده ؟ يا بيماری جديد؟ کاش آ...
- آزاده خانم راهنمائی شما هم خيلی در تصميم گيری کمکم...
- از بين خواننده های ايرانی قبل از انقلاب ...
- از طريق وبلاگ گپی با خودم يه سری عکس ديدم که زبونم...
- لطفاً اگر کسی اطلاعاتی در مورد مسائل حقوقی داره به...
- Bertrand Eberhard
- عکس از برتراند ابرهارد
- من = جسم من + عواطف و احساسات من + افکار و اطلاعات...
- نقد و بررسی داستان "مارمولک ايکبيری و ديوار شپشو"
- «قصه مارمولک ايکبيري و ديوار شپشو!» قسمت اول اينج...
- واقعاً برای همه تون متأسفم ! می دونم که حاضريد ده ...
- «قصه مارمولک ايکبيري و ديوار شپشو!» قسمت اول اينج...
- بحث شيرين فيزيک خيلی از قانون های فيزيک در بعد غي...
- «قصه مارمولک ايکبيري و ديوار شپشو!» قسمت قبلي همي...
- احساس گناه می کنم. کم نوشتم از دختران نوجوان شهرم،...
- تا حالا با بچه محل لائيک سکولارتون که بلاگره و دوت...
- «قصه مارمولک ايکبيري و ديوار شپشو!» قسمت هاي قبل ...
- فکر کنم افشين با دوست سوئيسيش فرار کرده باشه. د ! ...
- اين روزها دلم خنک تر است از اون روزهايی که وبلاگ ن...
- سوّمين چيز درست حسابی رو ميذارم به عهدهء جين جين( ...
- اينم دوّميش
- اولين چيز درست حسابی اينکه دلتون بسوزه ! شما که شا...
- اَه اَه چند روزه خيلی چرت و پرت نوشتم . الان ميرم ...
- بیعنوان
- الان فهميدم که يکی از دوستانم يک هفته پيش در مهمون...
- يه خبر خوش ! بالاخره يکی پيدا شد مردونه بگه من ميخ...
- فقط می تونم بگم خيلی متأسفم. خشمگينم تا کی به طرق...
- معمار در باغچه قير می ريزد فريادش را می شنوی ؟ دار...
- زندگی من با لئونارد کوهن
- امروز - دقيق تر بگم همين الان - مودم محترمهء مکرمه...
- ورزشی برای افراد بالای 18سال!
- سؤال : چرا امشب اينجوری شد؟ جواب : 1:چون جامعه بد ...
- راهپيمائی کفار در بلاد افرنجيه.
-
▼
مهٔ
(74)