شنبه، اردیبهشت ۲۸، ۱۳۸۱

راست می گه خورشيد. برگرد ديگه ! انقد ناراحتم ! حالا نگو خودخواهم که می گم چون من دلم می خواد برگرد.
نمی دونم چه طوری ، ولی بايد راهی باشه برای "نوشتن" و "آزار نديدن".
بذار انديشه های محدود تناقض نهفته توی ذهنت رو درک نکن ! مگه نه اينکه همه مون همين مشکل رو داريم؟
بذار اون هايی که يک عمر بخشی از وخود خودشون رو سرکوب کردن درکت نکنن !
من و خيلی های ديگه دوستت داريم. به خاطر دوست های خودخواهت برگرد.

بايگانی وبلاگ