شنبه، اردیبهشت ۲۸، ۱۳۸۱

آيدين عزيز منظورم اين بود : تنها آدم های صادق شايستگی ( لياقت ) دوستی با آدم های روراست رو دارند ، اگر صادقانه دوستی می کنی ، بگذار آدمی که با دروغ سعی می کنه رفيقی رو به "تملک" خودش در بياره کار خودشو بکنه و اون دوستی هم که تحت تأثير دروغ او - و نه صداقت تو - قرار ميگيره بره پی کارش و ازش به راحتی بگذر. منظور من از لياقت کمال نبود. در واقع منظورم يه جور هماهنگی خاص بود .

تجربهء شحصی خودم نشون داده که بهتره آزادانه دوست داشته باشم و ديگران رو آزاد بذارم که دوستم داشته باشند ( يا نداشته باشند) . هر کس هم روراست نبود بدون اينکه اذيت بشم رها کنم و اجازه بدم بره ( ذهناً به اون شکل از رابطه که مطلوب منه اما در ذهن دوستم شکل نگرفته نچسبم ).
اگر برای دوستی و دوست ارزش قائلی ، بگذار اون کسی که قدر دوستی رو می دونه و متقابلاً برای تو ارزش قائله بمونه و بقيه رو "راحت" فراموش کن.

بايگانی وبلاگ