سه‌شنبه، مرداد ۲۲، ۱۳۸۱

الان رسيدم. از پيش شيرين اژدهک ( بر وزن گندمک ) ميام. گريه ای و سنگين رفتم يه خورده لبخند دوبل زدم تو رگ الان سبکم و خنده رو. مرسی اژی جون. نمی دونی از چه حالی درم آوردی.

بايگانی وبلاگ