یکشنبه، مرداد ۲۷، ۱۳۸۱

طرفم نمی يای ، حرفام رو گوش نمی دی ، هميشه سعی می کنی ناديده َم بگيری و از کنارم بگذری.. هميشه به خودت گفتی همه چيز رو تحمل می کنی الا اينکه کسی به افکار مقدست شک کنه. اين چيزيه که نمی تونی درباره اش مذاکره کنی.. از هر فرصتی استفاده می کنی که ثابت کنی من اشتباه می کنم، پس کاش لااقل می دونستی اون چيه دقيقاً که تلاش می کنی ردش کنی. افکارم رو می گم.
می تونستی تا حالا لااقل يک بار پای حرفام نشسته باشی..... می دونم.. اگه تقدس خدشه ناپذير باورهای تو نبود، هيچ وقت به پاکی شک پی نمی بردم و به قداست خدشه ناپذير بی تعصب گوش دادن. پس همين طور دور بمون و با تمام قدرت من و افکارم رو انکار کن، خدا رو چه ديدی شايد خيلی های ديگه َم از راه خلاف تو به نتايج خوبی برسن. ادامه بده دوست من..

بايگانی وبلاگ