نقشهء حمله رو از شب قبل کشيده بوديم. تا اونجا همه چيز طبق برنامه پيش رفته بود. ديگه وقت ضربهء نهايی بود. با اشارهء خاموش فرمانده به بولدوزر حمله ور شديم. راننده از اونی که ما فکر می کرديم قوی تر بود. درگيری بالا گرفت و جنگ داشت مغلوبه می شد. من و يکی از همدستام از اونطر پريديم پايين و فرار کرديم.. هوا داشت تاريک می شد که رسيديم به انبار. مهمّات داشت ته می کشيد. يه ورقهء درستهء شيشه رو برداشتيم و شروع کرديم به تيکه کردن. بعد هر تيکهء بزرگ رو به قطعات مثلثی دراز نوک تيز بريديم. يه عالم قرص های آبی و سفيد هم مونده بود گوشهء انبار. از اينا برای کشتن هر کسی که می خواستيم بی سر صدا تلپی بيفته بميره استفاده می کرديم. با اوضاعی که پيش اومده بود ديگه صلاح نبود مهمات رو اونجا نگه داريم. هر چی قرص و شيشه بود جمع کردم و ريختم تو يه کيسه نايلون. هوا حسابی تاريک شده بود و کوچه ها خلوت خلوت. اگه با قرص ها می گرفتنم ابد رو شاخم بود. قدمهام رو تندتر کردم. با اضطراب نگاهی به اطرافم انداختم. حتی يه برگ هم تکون نمی خورد. همه جا انقد ساکت بود که صدای پای مورچه هام شنيده می شد. حتی چراغ خونه هام خاموش بود.
- انگار حکومت نظامی شروع شده ! بدو ! .... اَه چرا هرچی تندتر می دوم سرعتم کمتر می شه ؟!... خدايا اگه ايندفه رسيدم خونه قول می دم ديگه از اين غلطا نکنم.. اَاَاَ چرا راه نمی ره پاهام؟ اِ ! چرا صدای پام از دهنم مياد؟! ..! وا! چرا من دارم افقی می دوَم؟
چيه؟ چرا اينجوری نگا می کنی؟ توی خوابم از اينکارا نمی کنی تو؟ آفرين.....
بايگانی وبلاگ
-
▼
2002
(457)
-
▼
اوت
(63)
- از ظهر تا حالا اعصابم از اين خورده که چرا مسئلهء ب...
- 1-نه ديگه جداً موندم توش. 2- نمی دونم چرا احساسم ن...
- ديدين يه بلايی که نازل می شه پشتش که يه دونه گنده ...
- نقشهء حمله رو از شب قبل کشيده بوديم. تا اونجا همه ...
- عين بوفالوی گرسنه ای که دنبال يه وانت علف می دوه ...
- يه دوست صرب داشتم که از جنگ فرار کرده بود و ويرجين...
- يادم باشه...
- دو کلوم از پسردائی: ● امروز همينطور كه داشتم از ش...
- هيچ التفات فرمودين که ما جماعت فرهيختهء وبلاگ نشين...
- هه هه .. بعضيا واقعاً با مزه ان.. آدم گريهَ ش می ...
- منتظرم که يه چيز عجيب غريب يادم بياد اما نمی ياد. ...
- می دونم می دونم، عکس ديده نمی شه.. عوضش تعريف می ک...
- همينجوری .... البته همينجوری همينجوريم که نه.. ه...
- پارسال بعد از يه حملهء عقلی کتابخونه مو درسته اندا...
- خوب ، حقيقتش اينه که من بايد يه تعريف جديد از "چيز...
- آخرين بار که آرزوی احمقانهء تو جيب جا شدنو کردم وق...
- من فرزند انقلابی هستم که به پاسداريش بيست سالی اس...
- از مطلب امروز حسن آقا: درخاتمه برای آندوستانی که ب...
- چيک ه ه ه ه ه ه ه ...
- تست: آخ دلم می خواد بغلت کنم همچين فشارت بدم که ...
- زندگی به قدری کوتاه است که ما وقت نداريم دربارهء ع...
- می گم که، اصلاً منظورم رو تونستم خوب بگم؟ منظورم ...
- از وبلاگ زيبای ميهن پرستان: وهشتو اشت کات سرود ...
- امشب سکوت اينجا از هميشه بيشتره. تنهايی سايهء سنگي...
- نه انگار جدی جدی وبلاگم کچل شده !
- نه جداً حيفه شما م بايد بشنوين . گوشه هايی از سخنا...
- لامپ: «من نميفهم چرا وقتي يه مرد ازدواج نکرده مي...
- متشکرم.. همون يه بارکه پابليش کردي کافي بود ....
- کاش می دونستم چجوريه که نمی دونی دزدی دزديه حتی اگ...
- آره ه ه.. داشتيم چی می گفتيم ؟ بنويس......
- سؤالی که چند روزه توی ذهنمه: چی باعث شده فکر کن...
- هووومم.. باشه پس فردا پابليشش می کنم.
- ديروز به مناسبت آخرين روز ترم يه مهمونی پنهانی توی...
- طرفم نمی يای ، حرفام رو گوش نمی دی ، هميشه سعی می ...
- از شاهين و بارقه های حيرت آور سلول های خاکستری اش ...
- اپسيلون و تشخيص پزشکی : بعد اينکه جريان پريدن عصب...
- خدا بگم چی کارت کنه باکره ! زرشکم سوخت. برنجم َم د...
- صندوق السلطنه حرفای منو جدی گرفته ! ولی جديم من بر...
- واقعاً برای آقای کيج متأسفم! آقا پدر عشق بسوزه! و...
- اتفاقی چشمم افتاد بهش. کز کرده بود گوشهء سکوی مغاز...
- الان رسيدم. از پيش شيرين اژدهک ( بر وزن گندمک ) مي...
- ولش کن. وقتی نمی تونی از حقوقت دفاع کنی بهتره ازش ...
- جزقل بچهء اندماغو از من بهتر فونت طراحی می کنه !
- هوومم..حالا مونده نظرخواهی...
- خوب اينم از لوگو. دم صبح خواب پرستو رو می ديدم. پر...
- تصويب شد. لوگو عوض میشه. تا چند ساعت ديگه.
- نسبت به اين لوگو که درست کردم دچار ترديد شدم. شايد...
- اژی جون اولاً که صورتت خيلی دوست داشتنيه و خوشحالم...
- لبهء فاجعه .. ابتدای سقوط .. و حفره هايی خالی که ف...
- راستی ، وقتی يکی بعد از ماه ها اشتباهی شماره ات رو...
- می خواستم به نوشتهء قبليم لينک بدم، نشد. اين بود ک...
- ديشب، آماده که می شدم برم بخوابم، تلفن زنگ زد: - ب...
- وبلاگ اميد علم دار ميلانی رو برای اين دوست دارم که...
- نظری که در وبلاگ باکره دادم در مورد اعتقادم به اشد...
- من چرا انقد جهودم آخه ؟ امروز خون خودمو تو شيشه د...
- من راه خانه ام را گم کرده ام.. اسامی آسان کسانم را...
- احساس خوبيه .. وقتی نشستی تو فکری و نگران داوری دي...
- نشستم اينجا و دارم به خروس زردی که بهم هديه دادی ن...
- - وايسا بينم جزقل خانوم کجا می ری ؟ - دارم می ر...
- پيدا کردم اما نمی دونم درست لينک دادم يا نه امتحان...
- تا من دارم می گردم شما يه خورده برين تو بحر جذابيت...
- تا حالا با دميس روسوس پرترهء يه دختر کوچولو رو با ...
- آقايان ! چيزهايی که وسط بد وبيراه هاتون در مورد نظ...
-
▼
اوت
(63)