پنجشنبه، مرداد ۱۰، ۱۳۸۱

آقايان ! چيزهايی که وسط بد وبيراه هاتون در مورد نظريات اين نويسنده گفتيد درست. اما چرا انقدر بد و بی راه ؟ اگر نويسندهء اين وبلاگ - که خودش رو فيلسوف می دونه - واقعاً 16 ساله باشه می دونيد باهاش چه کار کرديد ؟
من بهتون می گم.
1- تا مدتها توی فکرش جواب شما رو خواهد داد ( خود درگيری ). اين از قسمت خودآگاه.
2- تا مدتها فحش هايی رو که بهش داديد در مغزش تکرار خواهد کرد بدون اينکه متوجه باشه. اين از ناخودآگاه.
3- و مهم تر از همه، هيچ وقت چنين روشی نشون دهندهء راه درست نيست برای خطا کننده. اون خودش رو محق تر خواهد دونست. می تونيد اين رو همين الان در نوشته اش ببينيد...
يک نفر عقيدهء اشتباهی داره. بيايم شخصيتش رو به لجن بکشيم چون خيلی اشتباه فکر می کنه؟ می دونيد تا مدتها اثر اين حرفهای شما ممکنه از ناخودآگاهش پاک نشه؟ می دونيد ممکنه رفتارش با خودش تغيير کنه و هيچ وقت هم متوجه نشه ؟ می دونيد ممکنه تا مدتها احساس "بد بودن" و "لايق فحش خوردن بودن" رو نااگاهانه با خودش يدک بکشه؟
وقعاً هدفتون از اين کار اين بوده که بهش بفهمونيد بی خود ادعاش می شه ؟ فکر می کنيد فحش دادن روش مناسبیه برای اين منظور؟

بايگانی وبلاگ